خسته ام از همه چیز هی چی دیگه حال نمیده تو زندگی ,چیزایی که فکر میکردم خیلی باحاله اونا هم دیگه حا نمیده میدونی چرا!!!!!!!!!!چون دیگه هستیمو ندارم.

بیشتر پستهای بلاگمو بخاطرت پاک کردم اما دلم چی کارش کنم که نمیتونه فراموشت بکنه.دیگه دارم دیوونه میشم.نمیخواستم بلاگمو به روز بکنم اما

خیلی با خودم کلنجار رفتم دیگه نتونستم حرفامو تو دلم نگه دارم.هنوزم هر شب به تو فکر میکنم.کاش فقط بعضی وقتها یه نظر تو بلاگم میزاشتی یه کم از حالو روزت میگفتی.انصافا بگم فکر نمیکردم ایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــنقدر بی مرام باشی.درسته که دیگه جایی واسه من تو زندگیت نیست اما هنوز قلبم واسه تو میزنه.هنوز به این فکر میکنم که الان تو این لحظه چی کار میکنی؟

اخه اجی کوچیک من  فکر کن من داداشتم,نمیخوای به من بگی حالو روزت تو چه وضعیه جون سجاد حداقل یه خبری بده.چشم انتظاری خیلی بده به خدا.