دلم نیومد 1دونه پست بزرارم

هنوز یه کم حرف تو دلم دارم

خواستم بهت چیزی نگم!!

تا با چشمام خواهش کنم..............

هستی کاش یه کم ادم بودی!!!

فقط یه ذرهــــــــــــــ

به همه میگم فراموشت کردم

دوست دارم فراموشت کنم

همه خاطرات تو رو پاک کردم

اما

اما

اما

هنوزم وقتی دلم میگیره

فقط یاد تو می افتم

اشک روی صورتم جاری میشه

 

کاش اون همه  که من به تو اعتماد داشتم تو هم به من اعتماد داشتی..

هر کاری میکنه دلم

تا اشکمو پنهون کنه

چی میتونه قکر تو رو از دلم بیرون کنه

بعضی از کسایی که مطالب منو میخونن میگن خیلی احمقم

خودمم بعضی وقتا به این نتیجه میرسم

تو فصل برگهای زرد

تو شبهای تاریکو سرد

قصه ی بودن تو هیچ دردی رو دوا نکرد

چی بگم..اصلا نمیدونم

امشب از زندگی خسته ام

 

حالا
دیگر

نه از حادثه خبری هست
و نه از اعجاز آن چشم های
آشنا

از دلتنگی ها هم که
بگذریم

تنهایی

تنها اتفاق این روزهای من است...

 

 

 

 

 

 


 

435033_nddpzfqu.jpg

وقتی تو خودت گیر می کنی

وقتی همه چیز برات میشه یه سوال !

وقتی توی تکرار صحنه ها اسیر میشی

وقتی اونقدر خسته میشی که حتی از فکر کردن به فکر کردن هم بیزار میشی

وقتی کسی نیست که بفهمه چی میگی

وقتی مطمئنی ! اونی که امروز می آد فردا میره ..

وقتی مجبوری خودتم گول بزنی

وقتی حتی شهامت خیلی چیزها رو نداری !!!

وقتی می دونی هیچ کس و هیچ چیز خودش نیست

وقتی می دونی همه چی دروغه

وقتی می دونی که نباید به هیچ قول و قراری ! اعتماد کنی

وقتی می فهمی که نباید می فهمیدی ..

وقتی روزگار یادت میده که باید سوخت و ساخت

وقتی می خندی به اینکه کارت از گریه گذشته

وقتی قراره هیچ چی جای خودش نباشه

وقتی منتظر یه اتفاقی و اون اتفاق هیچ وقت نمی افته ..

وقتی نباید اونی باشی که هستی

وقتی بهت می فهمونن دوست داشتن یه معاملست !

وقتی تو رو بخاطر صداقتت محکوم می کنن

وقتی خوشحال میشن که غرورت بشکنه

وقتی حرفاتو فقط دیوار می فهمه ! ...