زیبا، زیبا هوای حوصله ابری است چشمی از عشق ببخشایم تا رود آفتاب بشوید دلتنگیِ مرا

زیبا، زیبا هنوز عشق در حول و حوشِ چشم تو میچرخد از من مگیر چشم، دست مرا بگیر و کوچه های محبت را با من بگرد یادم بده چگونه بخوانم تا عشق در تمامی دلها معنا شود یادم بده چگونه ...نگاهت کنم که دُرّیِ بالایت درتند باد عشق نلرزد

زیبا آنگونه عاشقم که حرمت مجنون را احساس میکنم آنگونه عاشقم که نیستان را یکجا هوای زمزمه دارم آنگونه عاشقم که هر نفسم شعر است

زیبا چشم تو شعر، چشم تو شاعر است من دزدِ شعرهای چشم تو هستم

زیبا، زیبا کنار حوصله ام بنشین، بنشین مرا به شّطِ غزل بنشان بنشان مرا به منظره ی عشق، بنشان مرا به منظره ی باران، بنشان مرا به منظره ی رویش، من سبز میشوم

زیبا، زیبا ستاره های کلامت را در لحظه های ساکت عاشق بر من ببار بر من ببار تا که برویم بهار وار چشم از تو بود و عشق، بچرخانم بر حولِ این مدار

زیبا، زیبا تمام حرفِ دلم این است من عشق را به نامِ تو آغاز کردم. در هر کجای عشق که هستی آغاز کن مرا...