تا جایی که یادم میاد دوتا اتاق اول رو تا حدودی براتون توصیف کردم و گفتم

که اتاق شماره ی یک و اتاق شماره ی دو شیفت های متفاوتی دارن!

الان خیر سرم میخوام اتاق شماره سه رو براتون

به شکل بسیار در خور و شایسته ای توصیف کنم.

از اونجایی که اقیانوس یه وجبی واژگانم چند روزی می شه که قید منو زده پس

  بسیار ساده بهتون میگم که اتاق شماره سه جای فوضول ترین

(بسیار عذر می خوام منظورم همون کنجکاوه)و فوضولترین و

فــــــــــــــــوضولترین افراد خوابگاه میشه

که در هر جمعی میتونی نوک دماغ نماینده ی اتاق رو ببینی!!!!!!!

کاراشون واقعن سازماندهی شده اس

تا حالا نشده دو نفر راجع به یه موضوع فوضولی کنن..................چرا؟؟؟؟؟؟؟؟

خوب دلیل داره، آخه اگه دو نفر مشغول کنجکاوی راجع به یه موضوع باشن این

امکان وجود داره که یه موضوع دیگه از دستشون در بره!!!!!!!!!!!!!

میدونین ، بنده های خدا هیچ تقصیری ندارن، آخه نه که اتاقشون مشرف

به همه ی اتاقاس واسه همون حتی اگه خودشون هم نخوان

مجبور میشن که فوضول باشن!!!!!

ولی نا گفته نباشه در شگفتم که گزینش طبیعت چقدر شیک و باحاله!!!

آخه آدمهایی توی این اتاق هستن که استعداد ذاتی بی نظیری در این کار

دارن. تازه بعضی ها هم در طول مدت اقامتشون توی این اتاق

متوجه استعداد شگفت انگیزشون میشن!!!!! و با پشتکار فراوون

و توصیف نا پذیری که داشتن موفق به کسب مراتب بالایی توی این کار شدن.

به جان خودم اگه این همه پشتکار رو برای کارای دیگه میذاشتن،

سگ در صد موفق میشدن!!!!!!!!!!!!!!

فعالیت بچه ها در حدی زیاده که حتی از طبقات بالا وپایین برای کسب اطلاعات

میان دم در اتاقشون!

جالب این جاست علاوه بر فوضولی در امر مشاوره هم بسیار زبر دست تشریف دارن

جالب تر اینکه مراجعه کننده هم زیاد دارن!

یادمه که یه روز توی اون اتاق گیر کرده بودم یکی از بچه ها رو دیدم که اومد و گفت:

فلانی برام فال میگیری؟

 چشمهام داشتن از تعجب شاخ در می آوردن چون دیدم الحق و الانصاف به سادگی

تونست زیر زبون یکی از گوشت تلخ ترین بچه های خوابگاه رو بکشه!!!!!!

با همون فاله!!!!

و برای هر کدوم از مواردی که بیرون کشیده بود مشاوره هم میداد!

برام جالب بود فوضول هایی که اثر دماغشون رو میتونی همه جای خوابگاه

به وضوح ببینی، فعالیت فرهنگی هم میکنن!!!!!

هی روزگار نامناسب!!!!!!

این تیکه ی آخری رو نمیدونم واس چی اومدم!!!!