فانوس به دست

ایستاده بر فراز جاده ای پرفراز و نشیب

با آواز نگاه

تو را می خواند

خواه بشنوی یا نه

سکوتش گواه صداقت چشمانش است

و

دستی برآمده از دیار غیب

قصد هم آوایی با او را دارد .

 و او

با نگاهی آشفته

باری دیگر

تور ا می خواند

تورا که فرق غریبه آشنا با آشنای غریبه را خوب می دانی

همین کافی است

و فریاد فوران می کند ..