# داستان_و_حکایت

داستان مذهبی (داستان و حکایت)

امام حسن عسگری (ع) در کودکی روزی بهلول از کوچه ای می گذشت. کودکانی را دید که مشغول بازی هستند؛ ولی ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 6 بازدید

داستان جالب (داستان و حکایت)

داستان های خنده دار     یه روز 3 تا لاک پشت میرن سفر و با خودشون چند تا نوشابه هم ورمی دارن ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 4 بازدید

داستان پادشاه (داستان و حکایت)

داستان آموزنده      روزی پادشاهی سالخورده که دو پسرش را در جنگ با دشمن از دست داده بود، تصمیم گرفت برای خود ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 5 بازدید

خنک کردن فرشته ها (داستان و حکایت)

دروغگویی می میرد و به جهان آخرت می رود. در آنجا مقابل درواره های بهشت می ایستد ، سپس دیوار ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 6 بازدید

داستان کوتاه بامزه (داستان و حکایت)

داستان عتیقه فروش و مرد روستایی یک نفر عتیقه فروش به منزل روستایی ساده ای وارد شد. دید تغار قدیمی نفیسی ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 9 بازدید

داستان ایرانی (داستان و حکایت)

در شهری در آمریکا، آرایشگری زندگی می کرد که سالها بچه دار نمی شد. او نذر کرد که اگر بچه ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 7 بازدید

زداستان طنز در مورد زن و شوهر (داستان و حکایت) مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین

مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است...به نظرش رسید که همسرش باید سمعک ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 5 بازدید

حکایت های شیرین فارسی (داستان و حکایت)

خواجه و غلام بخیل آورده اند که خواجه ای بود بسیار بخیل و غلامی داشت که به هزار درجه از خواجه ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 7 بازدید

داستان پیرمرد و پسربچه ها (داستان و حکایت)

یک پیرمرد بازنشسته خانه ی جدیدی در نزدیکی یک دبیرستان خرید. یکی دو هفته ی اول همه چیز به خوبی ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 4 بازدید

داستان رستوران ارزان قیمت (داستان و حکایت)

جانی ساعت ۲ از محل کارش خارج شد و چون نیم ساعت وقت داشت تا به محل کار دوستش برود، ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 6 بازدید